پایگاه قرآنی رسالت

آموزشی - قرآنی- مذهبی

پایگاه قرآنی رسالت
(ما سعی و وظیفه داریم تا مطالب مربوط به قرائت ، روخوانی ،روانخوانی و حفظ قرآن کریم را جهت استفاده علاقه مندان جمع آوری نموده و در دسترس عموم قرار دهیم )
پیوندهــا
قرآن آنلاین

مجموعه کامل ترتیل

گنجینه قرائت

*******کانال تلگرام ما*******

آخرین نظرات شما

۱۰ مطلب در شهریور ۱۳۹۷ ثبت شده است

برمحمد وآل محمد صلوات
برمحمد وآل محمد صلوات

دانلود فایل

حجم فایل 7 مگابایت

برمحمد وآل محمد صلوات

تلاوت قرآن براساس طبقات صوتی هر نغمه و شناخت و تسلط بر جایگاه صوتی هر نغمه در تلاوت است، یعنی قاری می‌داند که هر نغمه‌ای در چه فاصله صوتی‌ای باید اجرا شود که اگر قبل از تلاوت، فهم و مفهوم آیات را دریابد در این راه موفق خواهد بود.

«مجید زکی‌لو»، از قاریان بین‌المللی در گفت‌وگو با خبرگزاری قرآنی ایران (ایکنا)، در ابتدا در خصوص اینکه چرا قرائت قرآن باید با لحن عربی باشد، گفت: قرآن به زبان عربی نازل شده است و از جهت عقلی و نقلی پاسخ‌های متعددی می‌توان داد که در ابتدا از نظر عقلی بررسی می‌کنم.

این قاری برجسته اضافه کرد: قرآن به زبان عربی نازل شده است و در آیات و روایات متعددی در خصوص اینکه قرآن را به زبان عربی بخوانید تأکید شده است زیرا زبان عربی پرمعناترین و کامل‌ترین زبان است.

زبان عربی بلندترین معنا را در کوتاهترین عبارت بیان می‌کند

نایب رئیس شورای مرکزی جمعیت قرآنی استان تهران در ادامه گفت: زبان عربی از جهت اینکه بلندترین معنا را در کوتاهترین عبارت بیان می‌کند و هیچ زبانی مثل عربی پرمعنا نیست در قرائت قرآن کریم بهتر است که با لحن عرب تلاوت کرد.

 قاری بین‌المللی:
زبان عربی از لحاظ تلفظ دارای تنوع است، در واقع زبانی است که هم درشتی زبان غربی‌ها را دارد و هم نازکی زبان‌های شرقی را داراست

این قاری بین‌المللی افزود: البته در سایر زبان‌ها این طور نیست، زیرا در زبان‌های دیگر همانند انگلیسی، فرانسه و … برای تفهیم بهتر مطالب برای مخاطب از موارد دیگری مانند صفت و … استفاده شود.

وی بیان کرد: زبان عربی از نظر تلفظ و به کار گیری اصوات دارای تنوع است، در واقع زبانی است که هم درشتی زبان غربی‌ها را دارد و هم نازکی زبان‌های شرقی را داراست.

زکی‌لو در ادامه اظهار کرد: در واقع صفت‌های کلام موجب زیبایی زبان در کلام عربی می‌شود که خود این تنوع ایجاد می‌کند و حالت مطبوعی را برای شونده به وجود خواهد آورد، در واقع تنوع اصوات از نظر درشتی و نازکی تلفظ حروف موجب زیبایی کلام در زبان عربی می‌شود.

این مدرس قرآن در ادامه دلیل عقلی تلاوت قرآن با لحن عرب را اینگونه عنوان کرد که هر زبانی که بخواهیم قرائت کنیم با همان فنون و علم قرائت آن زبان باید قرائت شود به عنوان مثال زبان انگلیسی باید به لهجه انگلیسی خوانده شود تا برای مخاطب دلنشین باشد.

زکی‌لو ادامه داد: روایتی صحیح از پیامبر(ص) آمده است که می‌فرماید: «قرآن را با الحان و اصوات عرب بخوانید و با صوت و لحن دیگری قرائت نکنید.» همانطور که خداوند در آیه ۸۰ سوره نساء فرموده است: «هر کس از پیغمبر اطاعات کند در حقیقت از خدا اطاعت کرده است.»، پس باید از پیامبر(ص) اطاعت کرد و قرآن را با صوت و لحن عرب تلاوت کرد.

 زکی‌لو:
قرائت قرآن باید در لحن فرد و یا در روح تلاوت قرآن آن فرد ایجاد شود که همین موجب می‌شود تا مخاطب احساس خوبی را پیدا کند

این قاری برجسته در پاسخ به این سؤال که چرا الحان ایرانی را نمی‌توان در تلاوت قرآن استفاده کرد، گفت: البته نمی‌شود گفت که نمی‌توان انجام داد، زیرا بعضی‌ از قرای برجسته این کار را انجام می‌دهند، در واقع قرآن به زبان عربی نازل شده است، زبان عربی ذاتش این است که با لهجه و لحن خودش قرائت شود؛ هر چند برخی از قرای ایرانی و یا مصری از الحان ایرانی استفاده می‌کنند منتها با لهجه و فرهنگ عربی ترکیب کرده‌اند همانند نغمه‌های نهاوند، چهارگاه، سه‌گاه و امثال این‌ها.

این مدرس برجسته اشاره کرد: خود این اسامی بهترین دلیل است که بگوییم عرب زبان‌ها هم از الحان ایرانی با یک ویرایش خاص استفاده می‌کنند تا به دل بشیند.

قاری قرآن باید فهم تلاوتی داشته باشد

زکی‌لو در خصوص اینکه به چه صورت می‌توان به وسیله موسیقی مفاهیم قرآن را انتقال داد، گفت: اول اینکه قاری قرآن باید فهم تلاوتی داشته باشد، همچنین آشنایی کامل با ترجمه و معنای قرآن و آشنایی نسبی با شأن نزول و نکات تفسیری را داشته باشد سپس در هنگام تلاوت حس بگیرد که تمامی این موارد موجب این می‌شود که قاری حس خوبی را به مخاطب منتقل کند که اگر این اتفاق بیافتد آن فرد موفق است و جان قرآن در جان خودش نشسته است و می‌تواند آن را برای مخاطب به تجسم کشد.

این قاری برجسته اضافه کرد: در واقع اگر قاری بخواهد قرائت خود را در حد اعلا برساند باید عامل به اجرای آن باشد یعنی خودش عامل باشد و تأثیر خوبی را در دل مخاطب بگذارد.

این مدرس قرآن افزود: به عبارتی قرائت قرآن باید در لحن فرد و یا در روح تلاوت قرآن آن فرد ایجاد شود که همین موجب می‌شود تا مخاطب بتواند اثرپذیری احساس خوبی را پیدا کند.

وی با توجه با اینکه به عنوان مدرس در دانشگاه‌ها و مراکز علوم قرآنی است، در رابطه با اینکه از چه روشی برای آموزش نغمات استفاده می‌کند، گفت: در ابتدا به محتوا و آیات می‌نگرم سپس نغمه مؤثر را به متعلم آموزش می‌دهم و تا آنجایی که شود از همه نغمات متناسب با آیات نظیر نغمه بیات، رست، سه گاه، چهارگاه، نهاوند، حجاز، کرد و …. استفاده می‌کنم.

زکی‌لو در پایان خاطرنشان کرد: قرآن کلام خداست و قاری قرآن سخن گوی خداوند است، بنده سعی می‌کنم در حد توان آیات را طوری تلاوت کنم که برای مخاطب تأثیرگذاری بهتری داشته و در حقیقت پیام خداوند را به طور شایسته دریافت کند.

لازم به ذکر است که مسئولیت‌ها و فعالیت‌های این مدرس قرآن عبارتند از:

مسئول اداره امور استان‌های دارالقرآن‌الکریم دفتر مرکزی سازمان تبلیغات اسلامی

مدیر آموزش مؤسسه قرآن و عترت(ع)

مدیر کل آموزش و پژوهش سازمان دارالقرآن‌الکریم

مشاور اجرائی سازمان دارالقرآن‌الکریم

مجری کارشناس برنامه‌های مختلف قرآنی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران

داور مسابقات استانی و کشوری حفظ، قرائت و مفاهیم قرآن کریم

مدرس علم قرائت قرآن کریم (روخوانی، روانخوانی و تجوید) در شبکه ۳ سیما

قاری بین‌المللی قرآن کریم

کارشناس خبره امور فرهنگی و تبلیغ سازمان تبلیغات اسلامی

عضو هیئت امنای دارالقرآن و حسینیه سالار شهیدان (ع) تهران

عضو شورای تخصصی آموزش مرکز آموزش قرآن آستان مقدس حرم حضرت عبدالعظیم حسنی(ع)

عضو شورای تخصصی آموزش سازمان دارالقرآن‌الکریم

عضو اصلی شورای مرکزی جمعیت قرآنی استان تهران

عضو کارگروه قرآن و عترت کمیته راهبری دفتر مرکزی سازمان تبلیغات اسلامی

مدرس دوره‌های تخصصی تربیت معلم و تربیت مدرس قرآن کریم

همچنین ابداع، تهیه و تدوین دهها مقاله، پژوهش، جزوه آموزشی، دستورالعمل و طرح تفصیلی دوره‌های مختلف آموزش علوم مختلف قرآن کریم است که در نوع خود منحصر بفرد بوده و هم اکنون بسیاری از آنها در کانون‌های قرآن و دارالقرآن‌ها و مراکز قرآنی کشور اجرا می‌شود.

برمحمد وآل محمد صلوات

تفاوت مکتب موسیقایی فارسی و عربی

دغاغله در گفت‌وگو با فارس با اشاره به تفاوت مکاتب موسیقی فارسی و عربی گفت: مکتب موسیقایی عربی با فارسی متفاوت است مانند این که بگوییم زبان فارسی با زبان عربی تفاوت دارد هر چند این دو زبان مشترکات زیادی دارند.

هنگامی که یک قطعه موسیقی می‌شنویم با توجه به ریتم، نوع‌ ساز و ملودی تشخیص می‌دهیم که کدام موسیقی هندی، کدام ترکی، کدام عربی و یا فارسی است. به این موضوعات و تفاوت‌ها مکتب موسیقایی می‌گویند.

موسیقی قرآن برگرفته از مکتب مصر و شامات است

وی با اشاره به اینکه مکتب موسیقایی مصر با ایران متفاوت است گفت: مکتب موسیقی مصر از نوع عربی است که مکتب عربی هم ۵ نوع است؛ «مصر و شامات» شامل کشور‌هایی چون مصر، سوریه، لبنان، فلسطین و اردن، مکتب موسیقی «شمال آفریقا به جز مصر» شامل کشور‌هایی مانند تونس، الجزایر، لیبی و مراکش، مکتب موسیقی «عراق» به تنهایی، مکتب «کشورهای حاشیه خلیج فارس بجز عراق» و «موشحات اندلوسی» که اختلاط فرهنگ عربی و اروپایی سبب بوجود آمدن آن شد.

این استاد قرآن کریم در خصوص مکتب تلاوت قاریان قرآن گفت: ریشه موسیقی قرآن در مکتب اول یعنی «مصر و شامات» است و قاریان ایرانی هم از این مکتب طبعیت می‌کنند به نحوی که اگر یک عرب زبان تلاوت قاری ایرانی را بشنود گمان می‌کند او مصری است. البته قاریان سایر کشور‌ها خصوصاً عراق اینگونه نیستند و تفاوت موسیقایی در تلاوت آنها کاملاً مشهود است.

دغاغله مکتب موسیقی ایران را متفاوت از موسیقی عربی دانست و گفت: موسیقی ایران کاملاً متفاوت از موسیقی عربی است اما هنگامی که یک قاری می‌خواهد قرآن بخواند از مکتب موسیقی «مصر و شامات» تبعیت می‌کند.

مکتب موسیقی مصر در مناطق مختلف این کشور متفاوت است

این استاد قرآن کریم سبک موسیقایی اساتید مصری را تابع مکتب موسیقی «مصر و شامات» دانست و گفت: ‌سبک تلاوت اساتید مصری تابع مکتب مصر و شامات است اما هنگامی که به تلاوت عبدالباسط و منشاوی گوش می‌دهیم می‌بینیم این دو تلاوت با هم تفاوت‌هایی دارند، علت این موضوع آن است که در مناطق مختلف کشور مصر هم مکتب موسیقی تفاوت‌هایی دارد. مثلاً «مصطفی اسماعیل»، «عبدالعزیز حصان» و «محمود علی‌البناء» برای استان الشرقیه مصر هستند و تقریباً مانند یکدیگر تلاوت می‌کنند و یا قاریانی چون «احمد شبیب»، «زناتی»، «شحات انور» و «طاروتی» همگی در یک شکل می‌خوانند زیرا همه اهل یک منطقه از مصر هستند.

قاریان ایرانی در لایه‌های کوچک مکتب موسیقی مصر گم‌شده‌اند

دغاغله با انتقاد از برخی قاریان و یا مسئولان قرآنی کشور مبنی بر ادعای برتری قاریان ایرانی به مصری گفت: قاریان ایرانی از مکتب موسیقی منطقه‌ای مصر هم تبعیت نمی‌کنند و تنها مقلد برخی از قاریان مصر هستند حال ما با این توان و گم شدن در لایه‌های کوچک مکتب موسیقی مصر ادعا می‌کنیم که از قاریان مصری برتری داریم.

تلاوت در ایران فاقد استقلال موسیقایی است

وی ادعای برتری بر قاریان مصری را نیازمند استقلال موسیقایی در تلاوت دانست و گفت: ما زمانی می‌توانیم بگوییم از قاریان مصری برتر هستیم که استقلال خود را در مکتب موسیقایی تلاوت ثابت کنیم و زمانی به استقلال می‌رسیم که دستگاه‌های موسیقی فارسی را در تلاوت رعایت کنیم.

تنها دو قاری ایرانی در تلاوت از گوشه‌های موسیقی ایرانی استفاده می‌کنند

دغاغله با اشاره به استفاده دو قاری اردبیلی از گوشه‌های موسیقی ایرانی در تلاوت گفت: باید بگویم در این خصوص تلاش‌های محدودی از سوی دو قاری اردبیلی یعنی آقایان کرمی و محمدپور صورت گرفته که در تلاوت‌هایشان برخی از گوشه‌های موسیقی آذری را به کار می‌برند که کاملاً در تلاوتشان مشخص و متفاوت است. این کار بویی از استقلال می‌دهد اما سایر قاریان به هیچ وجه این گونه نیستند.

قاریان ایرانی وقف و ابتدا را فدای صوت و لحن می‌کنند

این استاد قرآن کریم در خصوص قاریان پرطرفدار کشور گفت: در ایران چند قاری هستند که طرفداران زیادی دارند اما در تحلیل تلاوت آنها نه تنها استقلال موسیقایی وجود ندارد، بلکه مشاهده می‌شود آنها فقط به دنبال صوت و لحن هستند و موارد مهمی چون وقف و ابتدا و تجوید را هم فدای صوت و لحن می‌کنند.

وی با اشاره به ضرورت حفظ قرآن توسط قاریان ایرانی گفت: در بین قاریان ایرانی من به شخصی مانند «کریم منصوری» نمره خوبی می‌دهم زیرا وی با اینکه تا حدود زیادی مقلد سبک عبدالباسط است اما هم در جذب مخاطب موفق بوده و هم حافظ کل قرآن است.

یک قاری شاخص باید به زبان عربی و حفظ قرآن مسلط باشد

دغاغله حفظ قرآن را سبب ارائه تلاوت معنی محور بیان کرد و گفت: یک قاری شاخص باید ابتدا کل قرآن را حفظ کند، سپس به زبان عربی هم مسلط باشد تا بتواند بر مبنای معنی آیات تلاوت کند. حال قاریان ما اغلب نه حافظ قرآن هستند و نه به زبان عربی مسلط، فقط با صوت و لحن بازی می‌کنند و با این وجود ما داعیه برتری بر مصریان را هم داریم.

این استاد قرآن کریم با اشاره به اینکه همه علمای مسلمان غیر عرب‌زبان به جز ایرانی‌ها مسلط به عربی هستند گفت: من به کشورهای زیادی سفر کرده‌ام و در همه کشورهای مسلمان غیر عرب‌زبان ندیدم که عالم یا امام جماعت مسجدی به عربی مسلط نباشد حال در کشور ما مراجع، ائمه جماعت و قاریان قرآن عربی نمی‌دانند و تا وقتی قاری قرآن به زبان عربی مسلط نباشد معنی را نمی‌فهمد و تا زمانی که معنی را درست نفهمد نمی‌تواند درست تلاوت کند.

ضرورت پوشیدن لباس متحد‌الشکل توسط قاریان هنگام تلاوت

دغاغله با انتقاد از نداشتن لباس متحد‌الشکل در بین قاریان ایرانی گفت: متأسفانه در کشور ما با این همه ادعا حتی لباس‌ متحد‌الشکل هم در بین قاریان قرآن وجود ندارد. به نظر من شکل خوبی ندارد که قاری قرآن با کت و شلوار که یک لباس غربی است در جایگاه تلاوت قرار گیرد. این در حالی است که همه مسلمان حتی ورود به مسجد با سر برهنه را عیب می‌دانند.

این استاد قرآن کریم درباره طراحی لباس قاریان قرآن گفت: در این خصوص نیاز به طراحی و خرج هزینه‌های زیاد نیست در اسلام لباس اول عالمان ابا و امامه است و قاریان قرآن هم می‌توانند در هنگام تلاوت از یک ابا استفاده کنند و برای پوشاندن سر هم از یک کلاه مخصوص و یا امامه‌ای که با امامه روحانیون تا حدی متفاوت باشد استفاده کنند.

کشورما در سرعت رشد قاریان و کیفیت تلاوت از همه جلوتر است

دغاغله با اشاره به پیشینه تلاوت در مصر و سرعت رشد قاریان ایرانی گفت: مصری‌ها بیش از ۷۰۰ سال سابقه تلاوت دارند و سابقه ما فقط به سال‌های بعد از انقلاب باز می‌گردد از این رو در مورد سبقت قاریان ایرانی از مصری می‌توان گفت با وجود سابقه کم و تربیت قاریان بی‌شمار و حرفه‌ای ما رشد بسیار خوبی داشته‌ و در سرعت رشد از مصریان پیش‌تر هستیم.

ادعای برتری نسبت به دیگران مانع پیشرفت می‌شود

وی در پایان با انتقاد از ادعا‌های بی‌اساس از سوی برخی از مسئولان و یا نخبگان کشور گفت: متأسفانه موضوع سبقت گرفتن قاریان ایرانی از قراء مصری صرفاً یک ادعای بی اساس است و باید بگویم یکی از اشکالاتی که همواره مانع پیشرفت ما می‌شود همین ادعای برتری در موضوعات مختلف از دیگر ملت‌ها است.

برمحمد وآل محمد صلوات

مهدی دغاغله، استاد و داور بین‌المللی قرآن کریم در گفت‌وگو با کانون خبرنگاران نبأ وابسته به خبرگزاری ایکنا، در تبیین سبک تلاوت خود، گفت: من در تلاوتم از شخص معینی تقلید نمی‌کنم و تلاوتم تقریبا در مکتب مصر است. اگر بخواهیم مکاتب را تقسیم‌بندی کنیم، مکاتب مطرح کنونی شامل مکتب مصر، حجاز، عراق و بعد شمال آفریقا( منهای مصر یعنی مغرب دور) است، که طبق اولویت‌شان عرض کردم. من در واقع مکتب مصری می‌خوانم و مکتب عراقی، حجازی نمی‌خوانم منتهی اینکه بگوید مقلد چه کسی هستم؟ باید بگویم مقلد کسی نیستم و تنها از سبک مصری تبعیت می‌کنم.

وی با بیان اینکه مکتب مصر معروف‌تر، وسیع‌تر و شامل‌تر از مکاتب دیگر است، تصریح کرد: مسابقات بین‌المللی معمولا در این مکتب اجرا می‌شود شمول و معروفیتش بیشتر است. در واقع مصریان مبدع و مبتکر قرائت تحقیق هستند به دلیل این‌که پیشینه زیادی در حدود ۷۰۰ سال دارند.

دغاغله افزود: این‌که من می‌گویم حدود ۷۰۰ سال به این جهت است که در کتاب سفرنامه ابن‌بطوته که بیش از ۷۰۰ سال قبل نگاشته شده است به این مطلب اشاره شده. در آن کتاب مکان‌هایی را که رفته است، طبع و خوی مردم، شیوه لباس پوشیدن، آداب و رسوم آنان را توصیف می‌کند، که می‌تواند منبع خوبی برای تحقیقات باشد. می‌نویسد در جایی قرائت بسیار زیبایی از قرآن کریم را ‌شنیدم، وقتی رفتم دیدم که یک قاری مصری است که از مصر دعوت کردند.

وی با بیان اینکه دعوت از قاریان مصری تنها در دوران کنونی نیست، اظهار کرد: با این پیشینه و سابقه‌ای که مصری‌ها در تلاوت قرآن دارند عجیب نیست که مکتب مطرح و نخست را از آن خودشان کنند و سایر مسلمانان نیز به شیوه مصری قرائت کنند. البته ممکن است که بعضی‌ها تعصب نشان دهند که ما خودمان باید سبک داشته باشیم، ولی من فکر می‌کنم ضرورتی ندارد.

این داور بین‌المللی مسابقات قرآن تصریح کرد: قرآن کریم در سرزمین حجاز نازل شده نه در جایی دیگر، ولی به بهترین شکل در ترکیه نوشته شده است. زیرا بهترین خطاط‌های قرآن ترک‌اند؛ «عثمان طه» خود شاگرد «حامد العاملی» است که ترک است. بنابر این قرآن در سرزمین حجاز نازل شد، در ترکیه به‌زیبایی نوشته شد، در مصر به‌زیبایی خوانده شد و در ایران به‌زیبایی عمل شد.

دغاغله با بیان اینکه ضروری نیست یک کشور همه هنرها را یک‌جا داشته باشد، گفت: به هرحال هر جایی شما بروید یک هنر خاصی دارند؛ شرایط ژنتیکی‌، آب وهوایی‌ و عوامل دیگری دست به دست هم دادند تا مصری‌ها نسبت به سایر کشورها از صوت و لحن زیباتری برخوردار شوند. بنابراین قرآن را قشنگ می‌خوانند و سبکی را درست کردند به نام سبک تحقیق که بقیه مسلمان‌ها هم در مورد تلاوت قرآن از این سبک تبعیت می‌کنند.

دغاغله در ادامه درباره ویژگی‌های استفاده از الحان و ترکیب آن‌ها اظهار کرد: ویژگی‌های الحان و ترکیب آن‌ها زیبایی و وجد‌آفرینی است. الحان در واقع ترکیب صحیح اصوات است. با یک مثال به جواب این سؤال نزدیک می‌شویم، ما یک‌سری کلمه داریم به جای الحان می‌گوییم کلمات و واژه‌ها. ترکیب واژه‌ها چه ویژگی می‌تواند داشته باشد؟ اگر کسی که این واژه‌ها را ترکیب می‌کند حافظ شیرازی باشد ویژگی‌اش جاودانگی است. واژگانی که در اختیار حافظ بود در اختیار همه بود باسواد وبی‌سواد و زن ومرد و پیر وجوان اما چرا نتوانستند از این کلمات و واژه‌ها یک مصرع شعر مثل حافظ بگویند؟

وی با بیان اینکه ترکیب صحیح واژگان می‌تواند تأثیر سحرآمیز ایجاد کند،‌ گفت: قرآن نیز ترکیب اعجازآمیز واژگان است؛ قرآنی که معجزه تاریخ است و تحدی کرده که اگر انسان و جن دانش‌شان را روی هم بگذارند نمی‌تواند مثل آن را بیاورند مگر ابزارش غیر از واژگان چیز دیگری است؟ می‌فرماید: «قل لَئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنْسُ وَالْجِنُّ عَلَى أَنْ یَأْتُوا بِمِثْلِ هَذَا الْقُرْآَنِ لَا یَأْتُونَ بِمِثْلِهِ»؛ آیات یک سری واژه‌هاست اما چه کسی آنها را چیده است؟ کسی که آناتومی بدن ما را چیده و این نظم را در آفرینش ایجاد کرده، همو این واژگان را چیده است و کس دیگر نمی‌تواند مثلش بچیند. الحان را اگر ما درست بچینیم نافذ، سحرآمیز و جذاب است؛ یعنی می‌تواند روح آدمی را دگرگون کند و تأثیر‌گذاری والایی می‌تواند داشته باشد.

تشریح ویژگی‌های تلاوت خوب

دغاغله در ادامه در پاسخ به این سؤال که ویژگی تلاوت خوب چیست؟ بیان کرد: همین سؤال را از حضرت رسول اکرم(ص) پرسیدند که بهترین صوت چه صوتی است؟ کدام قاری بهتر می‌خواند؟ چه ویژگی باید داشته باشد؟ حضرت(ص) فرمودند: خداوند متعال نفرمود آن که مساحت صوتی‌اش بیشتر است، آن که تحریرهایش زیباتر است، آن که از مقام‌های بیشتری استفاده می‌کند. معیار حضرت رسول برای گزینش تلاوت خوب این بود: «من إذا سمعتَ تلاوته رأیت أنه یخشی الله»؛ کسی که وقتی تلاوتش را می‌شنوید احساس ترس از خدا به تو دست می‌دهد.

تعریف غنا و تغنی در تلاوت قرآن

وی افزود: اگر این احساس را قاری در شما ایجاد کرد آن قرائت، قرائت خوبی است؛ بنابراین خشوع در تلاوت معیار اصل برای زیبایی تلاوت است.  اگر در الحان بدعت ایجاد شود و تلاوت به سمت غنا و طرب برود، از خشوع فاصله می‌گیرد. ما یک معیار برای تلاوت درست قرآن داریم. یک واژه به نام «تغنی» و یک واژه به نام «غناء» داریم که یکی مثبت و مطلوب و دیگری منفی و منفور است. آنکه مطلوب است تغنی است که در حدیث هم بهش اشاره شده: «لیس منّا من لم یتغنّ بالقرآن»، در قرآن تغنی کنید از ما نیست آن کسی که تغنی نمی‌کند منتهی منفی‌اش غناست.

وی در بیان معنای غنا گفت: غنا آواز است، طرب است. حال ما چگونه بفهمیم که این تلاوت قرآن غناست یا تغنی؟ چگونه می‌توانیم بفهمیم؟ خیلی ساده است؛ ما دو معیار داریم؛ یکی تجوید و دیگری صوت است. اول این که کسی که در صوتش ترجیع یا چهچه ایجاد نکند و حرف‌های اضافه بیان نکند، مثلا «هاهاهاها» نگوید؛ تکرار «ها» تحریر نیست، این صوت است.

وی در بیان دومین معیار تشخیص غنا از تغنی تصریح کرد: دوم معیار این است که تحریر از لحاظ وزن کلمات، یعنی فتحه‌ها،‌ مَدهای طبیعی و حرکات کوتاه به دقت بیان شود؛‌ در واقع قرآن می‌خواند و هر سبکی هم که می‌خواهد بخواند از سبک قرآن به سبک غنا خارج نمی‌شود، این همان تغنی است.

تأثیر تلاوت قرآن در زندگی فردی و اجتماعی

داور بین‌المللی مسابقات قرآن کریم در پاسخ به این سؤال که تلاوت قرآن چه تاثیری در زندگی فردی و اجتماعی شما داشته است؟ گفت: من هرچه دارم از قرآن دارم. یعنی منهای قرآن مساوی است با از بین رفتن و مردن. تمام دانایی و هرچه بلد هستم از قرآن است. یکی از بزرگان می‌گفت: اگر می‌خواهی به فرزندت چیزهای مختلف مثل ادب، تربیت، ریاضی، فیزیک، زبان، علوم جدید و هرچه که می‌خواهی، قرآن را به او یاد بده، قرآن همه این‌ها را به او یاد خواهد داد.

دغاغله در پاسخ به این سؤال که مهم‌ترین دغدغه و آرزوی قرآنی شما چیست؟ گفت: من دغدغه خاصی ندارم جز اینکه کاش در بین قاریان حرفه‌ای ما که صوتشان بهترین صوت، لحنشان بهترین لحن و تجویدشان بهترین تجوید است، به قرائت معنا‌محور بیشتر توجه بشود. فقط یک عامل مانده و آن عامل گزینش و انتخاب الحان متناسب با معنای آیات است که هم‌خوانی داشته باشد. بزرگترین آرزوی قرآنی من نیز این است که با قرآن از دنیا برم و مسلمان بمیرم.

برمحمد وآل محمد صلوات

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا)، برنامه تولیدی «فرهنگ تلاوت» رادیو قرآن، شب گذشته، ۱۸ اسفندماه با اجرای محمدرضایی با حضور علی‌اکبر حنیفی، استاد و پیشکسوت قرآنی با موضوع «تلاوت معنامحور» با الهام از سخنان مقام معظم رهبری در طلیعه ماه مبارک رمضان امسال در دیدار با قرآنیان به روی آنتن رفت.
حنیفی با اشاره به این موضوع عنوان کرد: در آن جلسه که مقام معظم رهبری بر این امر تأکید کرد‌ه‌اند، حضور داشتم و به همراه سایر اساتید و قراء و حفاظ از مطالب ارزنده و بیانات علمی و تخصصی ایشان استفاده کردم.

این پیشکسوت قرآنی کشورمان با اشاره به تشکیل جلسات و سخنرانی‌های متعدد با حضور کارشناسان در رادیو قرآن پیرامون این موضوع، عنوان کرد: اگر قاریان با معانی قرآن آشنا نباشند از بسیاری از علوم و فنون، رهنمودها و دستورات قرآن محروم خواهند شد. لذا این معنامحوری بسیار حائز اهمیت است. حتی صرف اینکه قرآن را در اتاقی قرار دهیم به گونه‌ای که فردی چشمش به جلد قرآن بی‌افتد، این فرهنگ خاصی را به ما منتقل می‌کند.
وی بیان کرد: چنانکه وجود تابلویی حاوی جمله‌ای از قرآن، فرهنگی خاصی را تبلیغ می‌کند. لذا منظورم این است که گاهی انتقال فرهنگ در سکوت و از طریق دیداری انجام می‌شود. با همین نگاه محدود هم به قرآن نگاه می‌کنیم، قرآن این امواج لازم را می‌فرستد. حتی در جایی که شما در گذر هستید و نوای تلاوت قرآن را می‌شنوید این امواج و سیگنال تأثیر خود را می‌گذارد.
حنیفی با اشاره به اینکه موارد فوق حداقل انتقالی است که می‌توانیم داشته باشیم، اظهار کرد: اما همه معنامحوری این نیست، بلکه به جنبه‌های متعددی بستگی دارد. البته یادم هست که مقام معظم رهبری نیز تا حدودی در خصوص ارتباط با تأثیر آهنگ‌ها و انتخاب آهنگ‌های قرآنی منطبق با مفاهیم قرآن برای انتقال به مخاطبان و شنوندگان مطالبی را بیان فرمودند.
این استاد قرآنی با اشاره به اینکه شعشاعی از سوی رهبر فرزانه انقلاب به عنوان اسوه، مقتدا و الگوی خوبی برای معنامحوری در حین تلاوت معرفی شد، افزود: حتی ایشان از توانایی استاد عبدالفتاح شعشاعی در هنگام تلاوت قرآن و انتقال معانی و مفاهیم، مطالبی را بیان فرمودند.
تلاوتی معنامحور به چه بستگی دارد؟
وی گفت: معنامحوری به مسائل مختلفی چون قاری و مُقرئ بستگی دارد. قاری مسئولیتش از مقرئ کمتر است. خداوند در قرآن کریم از کلمه قرائت زیاد استفاده کرده است اما بسیاری از اینها اشاره به انتقال مطلب به دیگران نیست، بلکه باید خودت این مطالب را از خواندن قرآن برداشت کنید و یا تدبر در آیات قرآن انجام دهید که اینها فردی و شخصی است و هنگامی که فردی قرآن را در خانه و خلوت خود به تلاوت قرآن می‌پردازد، قرائت مستقل قرآن را انجام می‌دهد.
حنیفی تصریح کرد: قرائت به سه شکل صامت، مستقل و یا خطابی است. قرائت خطابی در قرآن کریم فقط یکبار در سوره اعلی «سَنُقْرِئُکَ فَلَا تَنسَىٰ» است که «َس» یعنی به زودی، «نُقرِئ» یعنی می‌خوانیم، «کَ» یعنی بر تو که «سَنُقْرِئُک» سه کلمه در یک کلمه مرکب است.
وی عنوان کرد: فردی که قرآن را بر کسی می‌خواند تا آن را فرا بگیرد به او «اِقرا» می‌گویند. اگر قاری برای خودش قرآن را بخواند، از این مقولات مستثنی است و قرائت مستقل می‌شود. اما آن قسمتی که قاری برای دیگران تلاوت می‌کند، باید قطعاً همراه با آهنگ‌هایی باشد.
این پیشکسوت قرآنی با اشاره به  اینکه برای دارا بودن تلاوت معنامحور باید سه دسته با هم همراه شوند، اظهار کرد: کارهایی را قاری باید برای انتقال مفاهیم قرآن انجام دهد و  کارهایی را مدیران آن جلسه انجام دهند و کارهایی را نیز گیرنده و شنونده مفاهیم قرآن انجام دهند و این سه تکمیل‌کننده همدیگر است.
وی اضافه کرد: نخستین کاری که قاری یا در واقع مُقرئ انجام دهد این است که شرایطش را هنگام تلاوت قرآن به نحوی تنظیم کند که مردم آماده پذیرش قرآن باشند و رفتارهای بیرونی‌اش و ظاهرش باید عامل به منویات قرآنی باشد به گونه‌ای که ظاهر، لباس و شمایل قاری متفاوت با انتظار مردم نباشد، ممکن است آن تأثیر لازم را نگذارد که این امر مهمی است که چه فردی و چگونه قرآن را تلاوت می‌کند.
حنیفی با اشاره به اینکه ظاهر قاری بر شأنیت شنیدن کلام الهی مؤثر است، بیان کرد: دومین مسئله، رعایت استانداردها در قرائت قرآن برای انتقال فرهنگ قرآنی و تلاوت و معنا است. به عنوان یک مُقرئ خیلی از این کارها را نمی‌توانیم انجام دهیم لذا این انتقال فرهنگ باید در قالب اقراء خود قرآن است و یا به صورت سخنرانی است که ویژه افرادی است که قرآن را به صورت وعظ و تفسیر برای مردم بیان می‌کنند که این از موضوع بحث ما خارج است.
تلاوت قرآن، همراه با محدودیت‌ و آداب خاص وی ادامه داد: این مسئله حائز اهمیت است که با محدودیت‌های خاصی در حین تلاوت قرآن همراه هستیم یعنی هنگامی که «اعوذ بالله من الشیطان الرجیم» به قصد تلاوت قرآن از سوی قاری گفته می‌شود در حقیقت احرام قرائت را بسته‌ایم و بسیاری از کارهایی که در شرایط عادی جایز است در حین تلاوت بر شما جایز نیست تا مادامی که صدق الله العلی العظیم را گفته‌ایم.
حنیفی با اشاره به اینکه محدودیت‌های فوق ایجاد معنویت می‌کند، بیان کرد: چون مطلبی که شنونده و مخاطب می‌شنود خالص وحی الهی است. لذا هنگامی که قاری، احرام قرائت قرآن را می‌بندد و در حال اقراء است، باید فقط کلام الهی را بگوید.
وی عنوان کرد: لذا هنگامی که کلام الهی را می‌شنویم خودمان را در فضایی احساس می‌کنیم که خداوندبا ما صحبت می‌کند که این نوعی معنامحوری است.
حنیفی با اشاره به اینکه تجسم قرآن یا به صورت کتبی، صوتی و یا چشمی است، اظهار کرد: هنگامی که قرآن خوانده می‌شود بنابر سخن قرآن باید به آن توجه کنیم «وَإِذا قُرِىءَ الْقُرْانُ فَاسْتَمِعُوا لَهُ وَ اَنْصِتُوا» بنابر این هنگامی که قاری احرام تلاوت قرآن کرده در حقیقت در جایگاه جبرئیل قرار گرفته است، اما نه آن جبرئیل با تعاریفی که در قرآن بیان شده است. بلکه قاری انسانی است که همان کلماتی که جبرئیل بر پیامبر(ص) خوانده است همان را بر مردم می‌خواند.
وی با اشاره به اینکه ائمه(ع) تجسم عینی قرآن هستند، بیان کرد: بعد از این موارد قاری وارد قرائت قرآن می‌شود و در قرائتش از آهنگ‌ها استفاده می‌کند که اینها سلیقه‌ای است که بی تأثیر بر روی مخاطب نیز نیست.
حنیفی اضافه کرد: تفاوتی در موسیقی قرائت قرآن است در موسیقی هم ریتم و هم ساز وجود دارد که این دو مسئله باعث شادمانه و عذاب می‌شود. بنابر برخی از احادیث نباید قرآن را به صورت ریتمی خواند چنانکه دعاها و مرثیه‌ها را اینگونه می‌خوانند. در حقیقت قرآن به هر شکلی و به هر آهنگی تلاوت شود، قطعاً محزون است اما اینکه به صورت محزون و یا به شکل محزون‌ترین حالت ممکن در حین تلاوت آن را قرائت کنیم، این تفاوت وجود دارد.
این استاد پیشکسوت تصریح کرد: برخی از تعاریف کلی در خصوص موسیقی‌ها در قرائت قرآن وجود و موضوعیت ندارد. یعنی قرآن را طبق قواعد بین‌المللی و استانداردهای جهانی مخصوصاً روش قراء مصری این است که قرآن را با روش بیات شروع می‌کنند و نه حجاز مگر استثناها. تمام قاریان یا از مقام دوگاه شروع کرده‌اند و یا از مقام نوا و به ندرت از مقام حسینی.
حنیفی تصریح کرد: تکنیک‌های لحنی در ارائه محزون قرائت قرآن بیش از آهنگ‌ها در انتقال تلاوت معنامحور مؤثر هستند. طریق دیگر نیز برای انتقال معنا این است که واقعاً قاری بداند که چه چیزی را تلاوت می‌کند و این را مقام معظم رهبری بر آن تأکید داشتند تا قاری، آیات را همانگونه که باید قرائت کند.
یادآور می‌شود، ویژه‌برنامه «فرهنگ تلاوت» کاریست از گروه اطلاع رسانی رادیو قرآن که به تهیه‌کنندگی فاطمه رحمانی، سه‌شنبه هر هفته از ساعت ۲۱:۱۰ از رادیو قرآن پخش می‌شود.

برمحمد وآل محمد صلوات

در میان شیوه‌های سه‌گانه قرائت قرآن کریم، ترتیل جایگاه ویژه‌ای دارد به خصوص اگر به سال‌های اخیر و رواج اینگونه از قرائت قرآن بین مردم بنگریم این مدعا تأیید می‌شود.
یقینا رسانه با پخش‌ ترتیل‌ به ویژه در ماه مبارک رمضان و به صورت زنده نقش مؤثری در ترغیب مردم به این شیوه از قرائت قرآن بوده است، حال که ترتیل تا این حد گسترش یافته سؤالاتی مطرح می‌شود که اصلا تعریف دقیق این اصطلاح چیست؟ یک ترتیل استاندارد چه ویژگی‌هایی باید داشته باشد؟ برای بالندگی بیشتر ترتیل چه راه‌کارهایی وجود دارد؟ و سؤالات دیگری از این دست که با آنها مواجه می‌شویم.
بر همین اساس و به منظور کنکاش بیشتر پیرامون این موضوع مهم و برای یافتن پاسخ سؤالات در این زمینه به محمود لطفی‌نیا قاری و مدرس پیشکسوت قرآن گفت‌‌وگویی داشتیم که در پی می‌آید؛

جناب استاد، در ابتدا واژه ترتیل را تعریف نمایید و بفرمایید که بین معنای امروز ترتیل با آیه ۴ سوره مزمل «وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا» چه ارتباطی برقرار است؟

اگر بخواهیم به صورت اجمالی ترتیل را تعریف کنیم باید بگوییم ترتیل در لغت به معنای شمرده‌خوانی است، آیه شریفه که اشاره کردید و روایتی از امام علی(ع) که فرمودند: «الترتیل اداء الحروف و حفظ الوقوف»، همگی بر این دلالت دارند که قرآن باید به صورت شمرده و با فهم خوانده شود.
چون در روایت تأکید بر این وجود دارد که خواننده باید با متن آشنا باشد و بداند که در کجا توقف نماید و از کجای آیه شروع کند که بتواند پیوند مطالب قبل و بعد را به درستی منتقل نماید تا از این رهگذر مخاطب نیز با متن و مفهوم آن آشنا شود. پس در واقع ترتیل‌خوانی عبارت از شمرده‌خوانی آیات کلام الله است به گونه‌ای که فصیح، صحیح و برای مستمع قابل فهم ادا شود.
اما در مورد ترتیل‌خوانی در اصطلاحی که امروزه مشهور شده است باید به نکاتی توجه کرد، اولین نکته این که وقتی می‌گوییم دستور است که قرآن را به صورت ترتیل بخوانیم، پس معلوم می‌شود تمام همت مسلمانان بر این بوده که این سنت را بپا دارند و بدانند که قرآن را باید شمرده بخوانند.
لذا در حال حاضر نباید بر سر اسم دعوایی وجود داشته باشد؛ چرا که در ترتیل امروزی که سرعت در آن بسیار اهمیت دارد و این شیوه را از بقیه روش‌ها متمایز کرده در واقع روش قرائت قرآن در این شیوه همان است که در کتب قرائات آمده و به همین کیفیت نیز در عرف انعکاس پیدا کرده است البته با کمی تغییر.

یعنی ترتیلی که در اصطلاح امروزی باب شده با تعریفی که در ابتدا ارائه فرمودید متفاوت است؟

خیر تفاوتی ندارد، تعریف همین ترتیل مصطلح و مشهور نیز همان است که در ابتدا عرض کردم و بین این دو هیچ تفاوتی نیست، منتها ترتیل به شیوه امروزی در یک سطح سرعتی خاص خودش است و فقط سرعت بیشتر شده و زمان جا به جا می‌شود و در شیوه مجود زمان یک جور دیگر است و در ترتیل‌خوانی به گونه‌ای دیگر.

برای داشتن یک ترتیل استاندارد چه مؤلفه‌هایی وجود دارد؟

با در نظر گرفتن تعاریفی که شده و آنچه مشهور است باید بگوییم، ترتیل کمال قاری در ادا است، ادا در سه بخش تعریف می‌شود؛ تجوید، وقف و ابتدا و آهنگ کلام، تجوید و وقف و ابتدا که مشخص است اما آهنگ کلام در عربی به عنوان تنغیم از آن نام می‌برند به معنای آهنگ موجود در متن و عبارات است، به این معنا که وقتی قاری متن را می‌خواند، باید شناخت صحیحی از زبان متن داشته باشد، گویش حروف، کلمات و عباراتش از حیث آهنگ گویشی صحیح باشد، به طرزی که این گویش منطبق با عرف گویش عربی فصیح باشد، اگر اینطور شد، این بخش از ادا در ترتیل به درستی اجرا شده است.
مطلب دیگر اینکه خود قاری که دارد، ترتیل را اجرا می‌کند باید صدای خوشی داشته باشد و دیگر این که قاری مهارت به کارگیری از این صدا را بدون افراط و تفریط دارا بوده و تجربه کرده باشد، چون تجربه بالاتر از یادگیری است.
دیگر اینکه، ذهن و گوش موسیقایی قاری قوی باشد که بتواند در اجرای ملودی‌ها منطبق با متن سریع‌الانتقال باشد تا دچار ضعف نشود و چهارم این است که منش صوت و لحن قاری تثبیت شده باشد که صرفا براساس بداهه‌خوانی و ظرفیت‌های ذهنی خودش به تلاوت نپردازد. برای قراء مهم است که بتوانند ملودی‌ها را در مقام‌های مختلف، به گونه‌ای تنظیم کنند که به آنها تسلط داشته باشند.
یکی از جهاتی که سبک تلاوت قاریان مختلف مصری را با یکدیگر متمایز می‌کند، به همین جهت است که اینها به یک مهارت و عادت در اجرای ردیف‌های صوت و لحنی رسیده‌اند، پس قاری مرتل هم باید برای او ردیف‌های صوت و لحنی تثبیت شده باشد و همچنین بتواند مهارت‌های صوت و لحنی را بدون تکلف ادا کند.
ممکن است، قاری ذهنیت موسیقایی از مقام‌ها داشته باشد، اما اگر همان مهارت و ذهنیت و سرعت انتقال را در اجرای کلمات و تنغیم آنها نداشته باشد، نمی‌تواند این ارکان را هماهنگ کند. نکته دیگر این که خارج از رفتار قاری و آگاهی او، ضبط صوتی مناسب از ترتیل نیز بسیار مهم است، ضبط صوتی مناسب که آن استاندارهای شنیداری مطلوب را داشته باشد، خیلی مهم است که در عین وضوح و شنیداری کلام، مستمع از فضای تلاوت لذت ببرد. اینها به نظرم نکاتی بوده که می‌توان برای ترتیل استاندارد احصا کنیم.

با توجه به این شاخصه‌ها، آیا قاریان کشور ما در ترتیل‌خوانی موفق بوده‌اند؟

معتقدم که تجربه خوبی کرده‌ایم، اما هنوز در ترتیل به کمال نرسیده‌ایم و دچار نقص‌هایی هستیم که باید آنها را بشناسیم و روی آن کار کنیم که خیلی دامنه مفصلی دارد.
متاسفانه قاریان ما در عین حالی که خوب و افتخارآفرین هستند، اما در ارتباط با تلاوت قرآن به خصوص در سال‌های اخیر فهم کاملی از قرآن ندارند و متاسفانه علل مختلف باعث شده که اینها تلاوت را در حد اجرای آهنگ و… تنزل بدهند، به همین جهت تلاوت‌ها از حیث سیاقِ صحیح گفتار و حفظ صحیح کلمات و عبارات کم بهره هستند.
آهنگ، خیلی خوب اجرا می‌شود، اما این آهنگ انطباق صحیح با کلام و دچار لغزش‌های زیادی است و این وضعیت نامناسب در ترتیل دو چندان است و عمده مشکل نیز به عدم آشنایی با قرآن و زبان قرآن برمی‌گردد.
یک قاری تکلیفش با یک آدم معمولی خیلی فرق داد، یک قاری حرفه‌ای باید با زبان عربی در حد تکلم آشنا باشد و اینکه جایگاه حروف و معانی و نقش آنها را جمله بداند و  با آهنگ جملات آشنا باشد.

ترتیل قاریان مصری مانند منشاوی، حصری و… را چطور ارزیابی می‌کنید؟ آیا از استانداردهای لازم برای اینکه قاریان ما بتوانند از آنها تقلید کنند برخوردار هستند؟

ببینید، یک الگوی عربی خوب، مفید است، مخصوصا برای قاری ایرانی که متاسفانه با زبان قرآن هم درست آشنا نیست، الآن اندوخته‌های قاریان ما صرفا بر اساس استماع از قاریان مصری و این استماع و تقلید از چنین قاریانی، برای تثبیت ردیف‌های صوتی و لحنی و برای آشنایی بیشتر با گویش، مفید است.
اندوخته‌های قاریان ما براساس استماع است، قاریان ما در دهه‌های قبل از این حیث با قاریان فعلی تفاوت دارند، چون غنی‌تر هستند، آن زمان یک نوار کاست بود و تمام تلاوت را در آن گوش می‌دادیم اما در حال حاضر قاریان ما متاسفانه با تقطیع کردن مقاطع یک مقام، فقط به آن قطعات گوش می‌کنند و به همان اکتفا می‌کنند که فرم لحنی را بگیرند، اما این فرم لحنی چقدر منطبق با سیاق گویشی کلام باشد با آن آشنا نیستند، یعنی اگر از برخی قاریان فعلی بپرسید که یک تلاوت یک ساعته مصطفی اسماعیل را چند بار گوش داده‌اند، معلوم نیست جوابی داشته باشند، لذا اساس تقلید باید به صورت نهادینه در کل کشور ما تعریف شود.
معتقدم که کیفیت و روش آموزش در کشورهای عربی و سایر کشورها، مبتنی بر تقلید است و حتی قاریان خوب مصری هم مقلد بوده‌اند، بعد قاری ما یکسال به یک قاری گوش می‌کند، سال بعد منصرف می‌شود و همین مسأله موجب می‌شود که نوع ادا و لحن او هیچ هماهنگی با یکدیگر ندارند.

در کشور ما بسیاری از جلسات سنتی قرآن را داریم که در آنها به صورت ویژه به مباحث صوت و لحنی در حوزه قرائت تحقیق می‌پردازند، برای رشد ترتیل با استفاده از این جلسات چه پیشنهادی دارید؟‌

یکی از تحرکات خوب قرآنی که سال‌های اخیر در شهرها و مناطق مختلف، خیلی گسترده شده ترتیل‌خوانی است که از طریق رسانه هم بدان پرداخته شده و امر مبارکی بوده، شاید پیش از این خیلی عنایت به این قضیه نداشته‌ایم، اما سال‌های اخیر این تجربه مثبت روی داده، بنابر این حق و انصاف این است که ترتیل‌خوانی را به عنوان یک رشته مسلم در جلسات قرآنی در نظر بگیریم و بدان بپردازیم.
یک نکته این است که کلا جوان‌ها دوست دارند قاری قرآن خوبی شوند، قرائت تحقیق که آهنگ‌پردازی و… در آن نمود زیادی دارد، طبیعی است که گرایش بیشتر هم به همین سمت است، اما وقتی در این حوزه کار می‌کنند و استاد تشخیص می‌دهد که صوت قاری یا ذهن موسیقایی او خیلی به اصطلاح او را یاری نمی‌کند که بتواند به روش تحقیق موفقیتی کسب کند، می‌توان او را به سمت ترتیل‌خوانی هدایت کرد. چه بسا بتواند مرتل موفقی شود، اما اگر ۱۰ سال هم روی تحقیق کار کند موفقی کسب نکند.
ما باید یک تعریف ویژه و برنامه‌ریزی خاص روی این مسأله را برای اساتید و جلسات قرآن جا بیندازیم، ضمن اینکه در ترتیل خوانی خیلی کار درستی انجام نشده، ما یک حرکتی را شروع می‌کنیم، اما برای این که در ادامه چقدر موفق هستیم و تا نسل‌های بعدی بتوانند به راحتی در آن ورود کنند، در این نوع برنامه‌ریزی موفق نبوده‌ایم و فقط به مسابقات بسنده کرده‌ایم.

اخیرا شاهد رواج ترتیل‌های موسوم به خلیجی هستیم، نظر شما در مورد این ترتیل‌ها چیست؟

ترتیل‌های خلیجی مربوط به کشورهای حاشیه خلیج فارس است که  از حیث عربیت، اصل کشورهای عربی همین ‌جا هستند و اصلی‌ترین شاکله زبان عربی در همین‌ جا است و نمی‌توانیم خیلی با این روش مخالفت کنیم. با یک ذوق و فرهنگ موسیقایی خاص قرآن قرائت می‌شود و نمی‌توانیم آن را نفی کنیم و باید بپذیریم که چنین سبکی در یکی از مناطق جغرافیایی جهان اسلام وجود دارد.

الآن نوع تلاوت مصری‌ها با عراقی‌ها تفاوت دارد، اینها از یک فرهنگی برخوردار هستند و آنها از فرهنگی دیگر، در این منطقه عربی که قرائت قرآن به سوی تحقیق رواج ندارد، روی ترتیل کار شده و به نتیجه رسیده‌اند.
نوجوانان و جوانان هم گرایش خوبی به این نوع از ترتیل دارند، اما اگر بخواهیم با قواعد تجویدی و شاکله فصیح و استاندارد ترتیل‌خوانی این‌ها را مقایسه کنیم، چون عمده اینها در نمازهای تراویح خوانده شده و کیفیت‌های ادا از استاندارها در بخش‌های تجوید و وقف و ابتدا به دور است و با از این حیث با ترتیل‌های قاریان مصری تفاوت دارد.
اگرچه اینها در استودیو هم ترتیل ضبط کرده‌اند، اما در کل باید روی استانداردسازی آنها فکر شود، مخالف نیستم که کسی از این الگوها استفاده کند، چه بسا خوب هم باشد، هر الگویی که بتواند یک نوجوان را از حیث موسیقی عربی و از حیث ادای عربی در اجرا او را در تلاوت قرآن به استاندارد برساند خوب است و قابلیت استفاده از آن وجود دارد و باید بپذیریم که چون ذوق نوجوانان و جوانان هم بدان گرایش دارد، لذا نمی‌توانیم آنها را کنار بگذاریم، بلکه باید باشند و از آنها استفاده شود.
در عین حال بنده به هیچ وجه موافق استفاده و پخش ترتیل‌های خلیجی از رسانه ملی نیستم و اگر بخواهیم کمک کنیم که شخصیت قاریان ایرانی شکل بگیرد باید رسانه‌ها ذائقه شنیداری مردم را به سمت قاریان کشورمان سوق دهند.

برخی معتقدند که تعدادی از این مرتلان خلیجی وهابی هستند و به این دلیل نباید به ترتیل آنها گوش داد، نظر شما در این خصوص چیست؟

ببینید، در یادگیری علم روایت داریم که علم را حتی از دیار کفر هم می‌توان آموخت، پس مرز جغرافیایی و عقیدتی در بحث یادگیری علم و هنر مطرح نیست و فرهنگ‌ها با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند، اگر تمام جهان عرب با ما مخالف باشند ما نباید سراغ قرآن برویم؟ چون برخی از فارسی‌زبانان معتقدند که تمام زوایای عربی را باید منفک کنیم، خب اخیرا هم قرآن‌های فارسی چاپ شده بود و یکی از علل مخالفت با این کار این بود که نباید زبان قرآن را کنار بگذاریم و اصلی‌ترین وظیفه ما صیانت از زبان قرآن با همه فصاحت‌ها است.

رسانه‌ها چقدر می‌توانند در رسیدن به ترتیل ایده‌آل نقش‌آفرینی داشته باشند؟

همیشه در بخش رسانه یاد فرمایش امام راحل(ره) می‌افتم که می‌فرمود صدا و سیما باید دانشگاه باشد، وقتی اسم دانشگاه می‌آید؛ یعنی محل آموزش و یادگیری، متاسفانه ما در بخش آموزش و نهادینه کردن آموزش به عنوان یکی از وظایف اصلی، دچار ضعف و سستی هستیم و بیشترین سرفصل‌هایی که باید رسانه بدان بپردازد، بحث آموزش است.
خیلی موافق نیستم که رسانه مسابقه برگزار کند، اگرچه مسابقات هم یک فرآیند آموزشی است، اما مسابقات را خیلی از نهادها برگزار می‌کند و رسانه نهایتا می‌تواند پخش کند، اما اصلی‌ترین وظیفه رسانه آموزش است.
در بخش قرائت قرآن و … شیوه‌های مختلفی را می‌توانیم برای گسترش امر آموزش مورد توجه قرار دهیم، مثلا همین جلسات قرآنی که خیلی‌ها  سراغ آن را می‌گیرند، اما در حق جلسات کم کاری شده، انعکاس جلسات نه صرفا به عنوان یک انعکاس خبری، بلکه به عنوان انعکاس آموزشی، صدا و سیما و رسانه‌ها باید به دل جلسات بروند و آموزش را انعکاس دهند.
البته رادیو و شبکه قرآن در بخش آموزش، فعالیت‌هایی داشته‌اند، اما باید این را تعمیم بدهند و یک مقدار از حیث شخصیت‌هایی که استفاده می‌کنند و شیوه‌های آموزشی، تنوع در آن ایجاد شود.

در پایان اگر نکته‌ای وجود دارد بفرمایید.

نکته اصلی اینکه، بنده به عنوان یک معلم قرآن عرض می‌کنم که همه ما به عنوان جامعه قرآنی موظف هستیم با حقیقت قرآن آشنا شویم، این یک شعار نیست، هرچقدر با حقیقت قرآن فاصله می‌گیریم دچار خطا و لغزش می‌شویم که موجب سرافکندگی جامعه قرآنی است.
یک عنصر قرآنی فعال، باید مجسمه یا نمونه زنده از آیات قرآنی باشد، این به یکباره نمی‌شود و باید تمرین کرد و یاد گرفت، این تذکر به خود و دوستان قرآن است و اگر اینطور شود خیلی از  حاشیه‌هایی که به وجود می‌آید، برطرف خواهد شد؛ چرا که جهان‌بینی صحیح‌تری از اتفاقات پیرامون خواهیم داشت.

برمحمد وآل محمد صلوات